تبلیغات
بهترین سایت آموزشی ایران www.mohsen20.com - مطالب مطالب مذهبی

هدف این سایت گسترش علم بر گستره‌ی وب می باشد و تمامی مطالب آن طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران است

آرشیو موضوعی
تصویر

آرشیو مطالب برتر
كل صفحات سایت
1 2 3 4 5

حتما صفحات دیگر ما را ببینید
رتبه ما در گوگل

Google Page Rank  

عضویت در خبرنامه
لوگوی دوستان

 

 

بهترین مطالب ارائه شده بهمراه پربیننده ترین مطالب

آیت‌الله بهجت به شهرام جزایری چه فرمودند؟

سگی که سواد خواندن دارد!

بدست آوردن شماره تلفن فقط با استفاده از سه رقم اول

جن در قرآن كریم

تست مدیریت زمان

كد تست كردن گوشی های سونی اریكسون

اسلام دین شمشیر زور و سلاح است!

افشای دروغ های آقای موسوی/كلیپ موسوی/ بنده دكتر نیستم...!

كلیپ اعدام در خیابان/ یك خانم بهمراه 2 آقا كه از اشرار بودند

دانلود كلیپ تفاوت احمدی نژاد با خاتمی و موسوی

سایتی برای تبدیل فایل‌ها

كلید های میانبر ویندوز

سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران فوت کرد.

 عكس از جوانی آقای هاشمی رفسنجانی

عکس دیدنی: ریسه رفتن جناب خاتمی...حتماببین

عکسهای دیدنی پشت صحنه سریال جومونگ

عكس: آقای رفسنجانی چرا اینطوری نگاه میكنید؟!!

كلیپ بی احترامی علی دایی به گزارشگر به علت یك سوال ساده

عكس جالب: دوران جوانی افشین قطبی

عكس جالبی از رئیس جمهور احمدی نژاد در سخنرانی مردمی

عکسهای دیدنی منزل شخصی مستر بین

تصاویر از اعدام در ملاء عام در یمن ...ببین

تصاویر از گران ترین خانه در دنیا... حتماببین

عكس احمدی نژاد با كروات

عکس بدون عمامه خاتمی در تظاهرات روز قدس

عکس: شوخی رئیس جمهور با خبرنگار

عكس جوانی دكتر احمدی نژاد و قالیباف (خیلی جالبه(

طولانی ترین صف توالت جهان

عكس هاشمی رفسنجانی در كنار مادرش

عكسهای متحرك

طنز : سوالات آیین نامه راهنمائی و رانندگی سال 88

عكس احمدی نژاد و پسر احمدی نژاد و خانواده احمدی نژاد

تصاویر اغتشاشگران/ ببینید و آنها را شناسایی كنید

لیسانس خاتمی و سه پرسش ساده

جوگیری مهدی كروبی - عكس

خیانتهای احمدی نژاد منتشرشد

جن ها را بیشتر بشناسیم

نحوه‌ی ثبت نام برای اهدای عضو به دیگران

احمدی نژاد در اتوبوس

برنامه اختلال در یاهو و هک یاهو مسنجر

آقایان کروبی و خاتمی (بیل زنانی که باغچه خود را بیل نمی زنند(

دفاعیات و بیانات موسوی در دادگاه اللهی (اون دنیا)

تفاوت احمدی نژاد با سید محمد خاتمی

میر حسین موسوی اعدام میشود

جرج بوش و کچلها (طنز) جالب و دیدنی

تصاویر منتشر نشده از مهدی كروبی

:: اعمال شبهای قدر

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

شب بیست و سوم :

از دو شب قدر سابق افضل است و از احادیث بسیار مستفاد میشود ك شب قدر همین شب است و در این شب جمیع امور بر وفق حكمت مقدر میگردد. و از براى این شب غیر از اعمالیكه با دو شب سابق مشترك است چند عمل دیگر است  :

 

1- خواندن سوره عنكبوت  و روم  كه حضرت صادق (ع ) قسم یاد فرمود كه خواننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است .

2- خواندن سوره حم دخان  .

3- خواندن انا انزلناه  .

نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه میسر شود علامه مجلسى  فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در این شب بخوانند و دعاهاى صحیفه كامله را بخوانند، خصوصا دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى این شبها را نیز باید حرمت داشت و بعبادت و تلاوت و دعا بسر آورد. زیرا كه در احادیث معتبر، وارد شده است كه روز قدر در فضیلت مثل شب قدر است انتهى .         

************************

در این شبهای قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :

ü      ۲ رکعت نماز برای سلامتی آقا   امام زمان (عج)

ü     ۲ رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات"

ü       ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل

ü       ۲ رکعت نماز فاطمه زهرا (س): در رکعت اول بعد ازحمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید.

ü       خواندن سوره دخان و قدر

 

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: ساعت 23 شب نیمه شعبان(دوشنبه)، همگی با هم دعای فرج

{ برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ، زیرا آن فرج شما است.

روزگار غریبی است. نه امورمان به امر صاحب الامر است و نه زمانمان در خدمت صاحب الزمان.
اماممان در زندگیمان جایی ندارد؛ غائب است.
می خواهی چند دقیقه ای از غیبت یاد او، به در آیی و در حضور باشی؟

دعای فرج بخوان. همه می خوانیم. خدارا چه دیدی؟ شاید این حضور دسته جمعی به ظهور انجامید.

وعده ی ما،
- طبق فرموده آیت الله العظمی وحید خراسانی –
ساعت 23 شب نیمه شعبان(دوشنبه)، همگی با هم دعای فرج. }






اگر حدود 12ساعت قبل از قرار(ساعت 11صبح دوشنبه) ، اسم وبلاگمون رو عوض کنیم و بذاریم :
"ساعت 23،میعاد شیعیان،دعای فرج" ، شاید باعث بشه چند نفر بیش تر سر این قرار بیان . شاید . . .

(با انتشار این پیام،حضرتش را یاری کنیم )

اصل خبر به نقل از سایت آیت الله العظمی وحید خراسانی:
توجه به روایات نقل شده از اهل بیت علیهم السلام در مورد تأثیر دعای
همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن
امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت ترین شب سال پس از شب قدر است،
آیت الله العظمی وحید خراسانی فرمودند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات
در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر
ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان
دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال
درخواست کنند.

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: شاهكار هنری حضرت علی(ع): خطبه بدون نقطه امام علی -ع-

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: آیات اخلاقی قرآن كریم

1. توكل: «وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُــوَ حَسْــبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْــرِهِ قَدْ جَــعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَــیْ‏ءٍ قَـــدْراً » (طلاق / 3)

 وهر كس بر خـــدا توكــــل كند، كفایت امـــرش رامی‌كند، خـــداوند فـرمان خود را به انجام مـی‌رسـاند، و خـــدا بـرای هرچیــــزی اندازه‌ای قــــرار داده است.

 

2. تقوا: « مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ » (طلاق / 2و3) هر كس تقوای الهی پیشه كند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌كند واو از جایی كه گمان ندارد، روزی می‌دهد.

 

3. شكر نعمت، كفر نعمت: « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ » (ابراهیم / 7) اگر شكرگزاری كنید، (نعمت خود را)بر شما خواهم افزود، و اگرناسپاسی كنید، مجازاتم شدید است.

 

4. صبر: « وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال / 46) وصبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است.

 

5. توبه: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسی رَبُّكُمْ أَنْ یُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » (تحریم / ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بسوی خدا توبه كنید، توبه‌ای خالص، امید است(با این كار)پروردگارتان گناهانتان را ببخشدو شما را در باغهایی از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد كند.

 

6. اخلاص: « فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » (غافر / 14) (تنها)خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص كنید، هر چند كافران ناخشنود باشند.

 

7. رضا: « رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ » (توبه / 72) و خشنودی خدا بزرگتر است.

 

8. احترام به پدر و مادر: « لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً » (بقره / 83) جز خدا را نپرستید وبه پدر و مادر خود احسان كنید.

 

9. خوش گفتاری: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » (بقره / 83) وبا مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.

 

10. امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها » (نساء / 58) خداوند به شما فرمان می‌دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهید.

 

11. عدل: « إِذا حَكَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » (نساء / 58) هنگامی كه میان مردم داوری می‌كنید، به عدالت داوری كنید.

 

12. امر به معروف و نهی از منكر: « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (ال عمران / 104) باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی ، و امر به معروف و نهی از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.

 

13. نقض عهد، قطع رحم، فساد: « وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ » (رعد / 25) آنها كه عهد الهی را پس از محكم كردن می‌شكنند، و پیوندهایی را كه خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌كنند، و در روی زمین فساد می‌كنند، لعنت برای آنهاست.

 

14. پیروی از احسن: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ » (زمر / 18) همان كسانی كه سخنان را می‌شنوند و از نیكوترین آنها پیروی می‌كنند، آنان كسانی هستند كه خدا هدایتشان كرده، و آنها خردمندانند.

 

15. صدق و راستگویی: « اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ » (توبه / 119) از خدا بترسید و با راستگویان باشید.

 

16. قرض‌الحسنه: « مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِیرَهً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ » (بقره / 245) كیست كه به خدا قرض‌الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟خدا تنگدستی دهد و توانگری بخشد.

 

17. قولنامه: « إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاكْتُبُوهُ » (بقره / 282) چون وامی تا مدتی معین به یكدیگر می‌دهید، آن را بنویسید.

 

18. تمسخرو استهزاء: « الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقاتِ وَ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ » (توبه / 79) آنهایی كه از مؤمنان اطاعت كار، در صداقتشان عیب جویی می‌كنند، و كسانی را كه (برای انفاق در راه خدا)جز به مقدار (ناچیز)توانایی خود دسترسی ندارند، مسخره می‌نمایند، خدا آنها را مسخره می‌كند و برای آنها عذاب دردناكی است.

 

19. القاب زشت: « وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ » (حجرات / 11) و با القاب زشت و ناپسند یكدیگررا یاد نكنید.

 

20. دروغ: « وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللَّهِ الْكَذِبَ» (نحل / 116) به خاطر دروغی كه بر زبانتان جاری می‌شود نگویید این حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببندید.

 

21. بخل: « وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ » (ال عمران / 180) كسانی كه بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده انفاق نمی‌كنند، گمان نكنند این كار به سود آنها است، بلكه برای آنها شر است بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افكنند.

 

22. غیبت: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ » (حجرات / 12) وهیچ یك از شما دیگری را غیبت نكند، آیا كسی از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟(به یقین)همه شما از این امر كراهت دارید.

 

23. گمان بد: « اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » (حجرات / 12) از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا كه بعضی از گمانها گناه است.

 

24. تجسس: «وَ لا تَجَسَّسُوا » (حجرات / 12) و هرگز(در كار دیگران)تجسس نكنید.

 

25. حسد: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » (نساء / 54) با اینكه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟

 

26. ظلم: « وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ » (شعراء / 227) آنها كه ستم كردند به زودی می‌دانند كه بازگشتشان به كجاست.

 

27. شایع كردن زشتیها (تشیع فاحشه): «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْ‏آخِرَهِ » (نور / 19) كسانی كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آنان در دنیا و آخرت است.

 

28. سخن چینی: « هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ » (قلم / 11) كسی كه بسیار عیبجوست و به سخن چینی آمدو شد می‌كند، (پیروی مكن).

 

29. عیب جویی: « وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ » (همزه / 1) وای بر هر بدگوی عیبجویی.

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: آیا هنگام عطسه كردن باید صبر كرد؟

پاسخ: همان گونه كه مى دانیم، برخى مردم مى گویند: هنگام عطسه كردن یا شنیدن عطسه شخص دیگر، اندكى صبر كنید سپس تصمیم بگیرید و كارى را كه مى خواهید انجام دهید، اما آیا مى توان گفت: بین عطسه و رخدادهاى خارجى، از نظر علمى ارتباطى وجود دارد؟

آیا صبر كردن هنگام عطسه ریشه دینى دارد؟ و اصولا در فرهنگ اسلامى هنگام عطسه كردن وظیفه ما چیست؟

مردم دوران جاهلیت به آداب و رسومى اعتقاد داشتند كه در هیچ دین و آیینى، ریشه نداشته است. یكى از باورهاى رایج در آن دوران، تطیّر; یعنى فال بد زدن است. آنان عطسه كردن را مانند دیدن گوزن و كلاغ سیاه و... یكى از مصداق هاى فال بد مى دانستند. چنان كه رؤبة بن حجاج در تعریف فلانى گفته است: «قطعتها و لا أهاب العطاس» فلات را طى كردم و از عطسه نمى ترسم.[1]

و امرؤ القیس نیز در شعرى سروده است: «و قد اغتدى قبل العطاس بهیكل» سحرگاهان قبل از عطسه هاى مردم به شكار مى روم.[2]

انسان هاى دوران جاهلیت اگر عطسه كننده را دوست داشتند، هنگام شنیدن عطسه اش مى گفتند: «عمراً و شباباً» همواره زنده و جوان باشى! ولى اگر از او بدشان مى آمد مى گفتند: «ریا و قحاباً» درد كبد و سرفه مزمن بگیرى![3] و نیز، اگر عطسه اى را مى شنیدند مى گفتند «بك لا بى» از خدا مى خواهم شومى عطسه ات را به خودت برگرداند نه به من![4]

ایرانیان باستان هم، هنگام عطسه كردن شخصى به او مى گفتند: «زه هزار سال» هزار سال دیگر زنده و جاوید باشى![5]

زبیدى مى گوید: در دوران جاهلیت هنگامى كه شخصى مى خواست به مسافرت برود و صداى عطسه اى مى شنید آن را به فال بد مى گرفت و مسافرت را لغو مى كرد.[6]

به گونه كلى، انسان هاى دوران جاهلیت عطسه كردن را نشانه مرگ مى دانستند و از این رو هنگام رسیدن مرگ شخصى مى گفتند: «لجم العطوس» مرگ هجوم آورد! و بین آنان اسبى وجود داشته است كه آن را عاطوس; یعنى نشانه بدبختى مى نامیدند. چنان كه از رؤبه نقل شده است: «لا أحب اللجم العاطوسا» فریاد مرگ آور عاطوس را دوست ندارم.[7]

بنابراین صبر كردن هنگام عطسه، تفكرى است كه در دوران جاهلیت ریشه دارد اما این اندیشه در اسلام بى اساس است. بلكه این دین مقدس به ما سفارش مى كند، هنگام عطسه كردن بگویید: «الحمد لله رب العالمین». چنان كه در روایتى نورانى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «من عطس ثم وضع یده على قصبة أنفه ثم قال الحمد لله رب العالمین كثیراً كما أهله و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم یستغفر الله له طائر تحت العرش الى یوم القیامة»[8]; هر كس عطسه كند سپس دستش را بر بینى اش بگذارد و بگوید: (سپاس بسیار خدایى را كه آفریدگار جهانیان است همان گونه كه شایسته ستایش است و درود خدا و سلام او بر محمد پیامبر و خاندانش)، ملكى در عرش تا روز قیامت برایش استغفار مى كند.

و از ابن عباس نقل است: وقتى خداوند آدم(علیه السلام) را آفرید و روح در بدنش دمید آدم(علیه السلام) عطسه كرد و خدا به او الهام فرمود كه بگوید: «الحمد لله رب العالمین».[9]

بر اساس روایات اسلامى هر مسلمانى وظیفه دارد نه فقط هنگام عطسه كردن خود، خدا را شكر كند بلكه در وقت شنیدن عطسه شخص دیگر هم باید برایش دعا كند.

براء بن عازب مى گوید: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به هفت چیز ما را امر فرمود: 1. عیادت مریض; 2. تشییع جنازه; 3. آشكارا سلام كردن; 4. پذیرفتن دعوت; 5. دعا براى عطسه كننده; 6. یارى رساندن به مظلوم; 7. قسم بیهوده نخوردن.[10]

هنگام عطسه كردن خدا را شكر مى كنیم زیرا عطسه براى بدن بسیار مفید است. ابو بصیر در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند: عطسه پنج فایده دارد: 1. بیمارى جذام را دور مى كند; 2. باد و تورم مضرى را كه در ناحیه سر و صورت به وجود مى آید، فرو مى نشاند; 3. از جمع شدن آب در چشم جلوگیرى مى كند; 4. منافذ بینى، دهان و حلق انسان را از انسداد ایمن مى سازد; 5. از بیرون آمدن مو در چشم محافظت مى كند.[11]

و نیز، از آن حضرت نقل است كه فرمودند: «عطسه مانند نطفه از تمام بدن خارج مى شود و عطسه كننده تا هفت روز از مرگ در امان است.[12] البته عطسه براى بدن وقتى مفید است كه تعدادش از سه بار بیشتر نباشد و گرنه نشانه سرماخوردگى و بیمارى است.[13]

و این، خلاف تفكر فرعونى است. زیرا او، سپاس خدا را هنگام عطسه كردن كارى ناروا مى شمرد به گونه اى كه وقتى شنید موسى(علیه السلام) هنگام عطسه مى گوید: «الحمد لله رب العالمین» به او هجوم آورد و كتكش زد و گفت: «هنگام عطسه كردن نباید خدا را حمد كرد».[14]

مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى مى فرماید: صبر كردن هنگام عطسه، كارى عامیانه و فاقد مدرك و سند است، تنها چیزى كه در روایات وجود دارد این است كه پس از عطسه گفته شود: «الحمد لله» یا اگر كسى عطسه كرد به او بگویید: «یرحمكم الله» و نیز مى فرمایند: در صورتى كه صبر كردن هنگام عطسه به تشریع و بدعت منجر نشود حرام نیست;[15] یعنى اگر كسى هنگام عطسه، صبر كند ولى باورش این نباشد كه دستور دین است گناهى مرتكب نشده است.

 

[1]. قرضاوى، دیدگاه هاى فقهى معاصر، ج 2، ص 129.

[2]. همان.

[3]. همان.

[4]. همان.

[5]. سیوطى، درالمنثور، ج 1، ص 89، المطبة الفتح، جدة، الناشر دارالمعرفة.

[6]. زبیدى، تاج العروس، ج 4، ص 192.

[7]. ابن منظور، لسان العرب، ج 12، ص 535، المطبعة دار احیاء التراث العربی، نشر أدب الحوزة.

[8]. قطب الدین راوندى، الدعوات، ص 198، المطبعة أمیر، قم، نشر مدرسة الامام المهدی.

[9]. علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 26، ص 325.

[10]. أبو الفتح الكراجكی، معدن الجواهر، ص 59، المطبعة مهر استوار، الطبعة الثانیة، 1394 (هـ ق).

[11]. على نمازى، مستدرك سفینة البحار، ج 7، ص 274.

[12]. همان، ص 273.

[13]. محقق بحرانى، الحدائق الناضرة، ج 9، ص 99.

[14]. على نمازى، مستدرك سفینة البحار، ج 7، ص 273.

[15]. نرم افزار پرسمان.

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: خدا در قرآن / کلام آسمانی / امیدوار کننده ترین آیات و دیگر مطالب خواندنی

« خدا در قرآن »

 

قرآن کتاب اوست ؛ سخن اوست و بهترین آینه برای نمایاندن صفات اوست . اندیشیدن در صفات خدا و گشودن در دل به روی این اسماء ، مجالی است برای شناخت او و پی بردن به عظمت و زیبایی خداوند و متانتی که این وجود بی کرانه در قدرت خویش دارد . راستی تو چه صفاتی از خداوند را می شناسی ؟ کدام یک را به حقیقت درک کرده ای ؟ آیا درک و فهم هر یک از صفات خداوند سر خضوع تو را در برابر بارگاه او فرود نمی آورد ؟ پیامبر ( ص ) برای خداوند نود و نه اسم ذکر می کند و می فرماید : « برای خدا نودونه اسم است ؛ هر که خدا را با آنها بخواند ، خدا دعای وی را اجابت کند و هر که آنها را بشمارد ، داخل بهشت شود » . ( منظور از شمردن این اسماء ، ایمان آوردن به آنهاست . )

در قرآن 127 صفت برای خداوند ذکر شده . مجموعه ی این صفات ، تجلی گر عظمت و کبریایی خداوند است . در حقیقت اعمال ما سبب تجلی هر یک از صفات او می شود ضمن آن که خداوند ، خود « خیر الحاکمین » است و بنا به حکمت خویش ، در اسباب و واسطه های مختلف و در تصاویر متنوع زندگی متجلی می شود . از آنجایی که صفات خداوند عین ذات او هستند ، هر یک از صفات او در حقیقت نام دیگری از او هستند ، لذا صفات خدا را « اسماء حسنی » گویند . با هم مروری بر اسماء حسنی که در قرآن آمده می کنیم : « اله – احد – اول – آخر – اعلی – اکرم – اعلم – ارحم الراحمین – احکم الحاکمین – احسن الخالقین – اهل التقوی – قیوم – قاهر – کریم – کبیر – کافی – قدیر – غفار – شهید – شاکر – لطیف – محیط – مجیب – مجید – مولی – متعال – نور – نصیر و ... »

با نظری بر اسماء مذکور می بینیم که خداوند هم « خیر الماکرین » است و هم « خیر الراحمین » ؛ هم « قهار» است و هم « رئوف » . خداوند نسبت به تمام بندگانش لطف دارد و « دائم اللطف » است . گاهی لطف خدا در اموری است که ما آن را در نمی یابیم و شاید چند بعد تازه به حکمت آنچه پیش آمده بود ، پی ببریم و لطف خداوند را درک کنیم . خداوند حتی به آنها که از یاد او غفلت می ورزند ، فرصت می دهد ، عیب های آنها را می پوشاند و آنها را به درگاه خویش می خواند . اما در این میان ، افرادی هستند که توان درک فرصت هایی را که خداوند به آنها می دهد ، ندارند ؛ آن قدر قلبهایشان را از آلودگی ها پر می کنند که از آن پرده ی سفید و صفحه ی پاک ، جز توده ای سیاه باقی نمی ماند . توده ای تیره که دیگر قابلیت پذیرش خوبیها را ندارد . قلبی سخت که دیگر جایی برای نشستن یاد خدا و تابیدن نور او در آن نیست . این سیه قلبها ، از درگاه خدا رانده می شوند و دردهایشان بی دوا می ماند . با هم مروری بر این آیان می کنیم ؛ آیاتی که از رحمت خداوند حکایت می کنند :

« ولی آن کس که توبه کند پس از ستمگریش و شایستگی گزیند ؛ خداوند توبه ی او را بپذیرد و خداست آمرزنده ی مهربان - - - سوره ی مائده ، آیه ی 39 » « هر که از شما به نادانی ، بدی انجام دهد ، سپس بازگردد از آن عمل و آن را اصلاح کند ؛ همانا ( خداوند ) آمرزنده و مهربان است . - - - سوره ی انعام ، آیه 54 » « آگاه باش . به درستی که خداوند آمرزگار بخشنده است . - - - سوره ی شورا ، آیه 5 » « همانا خدا همه ی گناهان را بیامرزد ؛ به درستی که او آمرزنده ی مهربان است . سوره ی زمر ، آیه ی 53 » «  . . . خشم آورد خدا بر او ، دورش کند ( از خویش ) و او برای عذابی بزرگ آماده کند . - - - سوره ی نساء ، آیه ی 93 »

و قرآن رهگشای دلهای ماست که اگر آن را راهنمای خویش قرار دهیم و روز به روز بر ایمان خویش بیفزاییم ، خداوند نیز ما را در دریای رحمت خویش غرق می سازد . آنچنان که حتی غم و غصه های دنیا در نظرمان شیرین می آید و حادثه های تلخی که گاه در زندگی اتفاق می افتند و در نظرهای کوتاه بین دور از لطف خداوند به شمار می آیند ، همه دلنشین و زیبا می شود .

« عجایب حروف »

کتاب آسمانی ما قرآن سراسر معجزه است . معجزه ای که کهنه نمی شود و هر چه می گذرد شگفتی ها و رازهای دیگری را نمایان می سازد . حروف مقطعه قرآن در ابتدای سوره از شگفتی های این کتاب آسمانی به شمار می رود و منشاء بحث ها و بررسی های زیادی بوده است . برخی گفته اند از نامهای خداوند هستند . بعضی هم می گویند « اسم اعظم » پروردگار را ارائه می دهند .

گروهی در مورد آیه ی شریفه « الم ذلک الکتاب لاریب فیه » می گویند بدین معنی است که : ما به وسیله همین حروف کتابی را که در آن هیچ شک و تردیدی نیست حفظ و حمایت کردیم و این حروف در دسترس هم هست قرآن کسی که ادعا می کند می تواند شبیه آن را بیاورد به مبارزه می طلبیم .  و بالاخره بسیاری دیگر می گویند : الله اعلم .

اما با ظهور کامپیوتر ، زمنیه برای تحقیق بیشتر بر روی قرآن باز شد ، چند سال پیش ، یک محقق مصری به نام « رشاد خلیفه » به نتایج جالبی رسید . رشاد خلیفه به وسیله شمارش دریافت که آغاز هر سوره با حروفی مشخص است که این حروف در مقابل حروف دیگر به نسبت بیشتی در آن سوره تکرار شده اند و به کار رفته اند . بدین ترتیب می بینم که حروف ق در یک سوره بیشتر از دیگر حروف تکرار شده و تعداد به کار رفتن آن در آن سوره بیشترین نسبت را در قرآن مجید دارد . همین طور ا ل م در سوره ی بقره و از سویی تعداد همین حروف نیز به ترتیب سیر نزولی دارند . یعنی به ترتیب الف و بعد لام و بعد میم بیش از بقیه به کار رفته اند . به تعداد هر یک توجه کنید :

الف : 4592 بار ----------  ل : 3204 بار ---------- م : 2195 بار

الف : 2578 بار ----------- ل : 1885 بار ---------- م : 1251 بار

یا در سوره ی عنکبوت باز هم این سیر نزولی میان سه حرف را می بینیم :

الف : 784 بار ------------ ل : 554 بار ------------ م : 344 بار

و یا در سوره های مبارکه ی روم و رعد نیز بدین ترتیب .

همان طور که دیدیم در همه ی موارد ، این حروف بیش از ... ا ل م آغاز گشته اند . نیز در میان سوره های دیگری که در مدینه نازل شده اند از نظر محاسباتی به میزانی بیشتر از سوره های دیگر مکی موجود در قرآن هستند .

جالب این که ، سورهایی که با ا ل ر آغاز شده اند ، یعنی سوره های « ابراهیم ، یونس ، هود ، یوسف و حجر » که چهارتای آنها به صورت متوالی نازل شده اند و وقتی به هم اضافه شوند نسبت به تکرار سه حرف ا ل ر در آنها در مقایسه با همه سوره های مکی ذکر شده در قرآن مجید بیشتر است .

اطلاعات جمع آوری شده در مورد سوره اعراف هم به همین نتیچه رسیده است ، یعنی ا ل م ص بیشتر از سایر حروف در این سوره آمده اند .

ولی جالب تر این که در سوره « یس » این موضوع به صورت عکس به خود گرفته ، زیرا ترتیب حروف برعکس شده است . در این سوره بر خلاف سایر سوره ها حرف ی که به حساب ابجد پس از س قرار دارد قبل از آن آمده ( در حالی که در سایر سوره ها ، ترتیب ابجد رعایت شده بود ) و شاید به همین جهت تکرار حروف ی و س در این سوره کمتر از دیگر سوره های مکی و مدنی است .

رشاد خلیفه در مورد نقش عدد 19 در قرآن به نتایج خاصی رسیده است . وی می گوید خداوند با این عدد بر کفار برهان می آورد ؛ آنهایی که می گویند قرآن ساخته ی دست بشر است ( آیات 18 تا 26 سوره مدثر ) : « اوست که فکر و اندیشه بدی کرد پس خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود . باز اندیشه کرد ، پس روی ترش نمود و چهره در هم کشید . انگار روی از اسلام و قرآن گردانید و تکبر آغاز کرد و گفت که این سحر و پیمان سحر انگیزی هیچ نیست . این آیات جز گفتار بشری بیش نیست . ما این منکر و مکذب قرآن را به آتش دوزخ افکندیم . تو چه دانی که سختی و عذاب دوزخ تا چه حد است . شراره آن هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند . آن آتش بر آدمیان در نهد . بر آن آتش نوزده تن موکلند . ماخازنان دوزخ را غیر از فرشتگان عذاب ، قرار ندادیم و تعداد آنها را جز برای گمراهی و محنت کفار نوزده نگردانیدیم و اهل کتاب هم یقیین کنند و بر آن یقیین مومنان بیفزایند . »

رشاد خلیفه در تفسیر این معما ها می گوید : بسم الله الرحمن الرحیم از 19 حرف تشکیل شده است و هر یک از کلمات آن نیز نوزده بار یا مضربی از 19 تکرار شده است . مثلا ً : اسم 19 بار ، الله 142*19=2698 بار ، الرحمن 3*19 = 57 بار ، الرحیم 6*19= 114 بار . و از طرف دیگر ، تمامی حروف مقطعه در  اوایل سوره آمده اند و به اندازه مضربی از عدد نوزده در قرآن تکرار شده اند : حرف ق در سوره ق 3-19=57 بار ، حرف کهیعص در سوره مریم 42*19=798 بار ، حرف ن در سوره القلم 7-19=133 بار ، دو حرف ی و س در سوره یس 15*19=285 بار ، دو حرف ح و م 114*19=2166 بار . در همه ی سوره هایی که با آنها شروع می شدند : حروف ع س ق در سوره شورا 11*19=209 بار ، حروف الف لام میم در سوره رعد 19*79=1501 بار و ...

همچنین ، آیه « حسبی ا ... و نعم الوکیل » از 19 حروف تشکیل شده است . یا « لا حول ولا قوت الا باا... » ، 19 حرف دارد . و هم آیاتی که مومنان برای دفع شر و در امان ماند از بدی به کار می برند .

آیا همه ی اینها تصافی است ؟ آیا قوانین ، احتمال وجود این همه تصادفات منظم و پی در پی را نفی نمی کند ؟ آیا جز این است که اینها ترتیب خاصی و با نظم و قدرتی فرای قدرت بشری ترتیب داده شده اند ؟ هیچ نویسنده ای نمی تواند با خود این قرار را بگذارد که مثلا ً من فلان حرف را در نوشته هایم الزاما ً این قدر تکرار کنم و یا مجموع حروف جمله ای را طوری تنظیم کنم که 19 حرف بشود .

از طرف دیگر برخی آیات از وسط سوره بر پیامبر نازل می شدند و یا به تدریج بود که یک سوره بر پیامبر نازل می شد و شاید هم تکمیل آن مدتی به طول می انجامید و پیامبر ( ص ) از ابتدا و انتهای سوره هم اطلاعی نداشتند .

اطلاعات جمع آوری شده همچنین نشان داده است که در میان برخی کلمات متضاد هم تساوی عددی وجود دارد :

حیات 145 بار --------- ممات 145 بار

دنیا 115 بار ----------- آخرت 115 بار

ملائکه 88 بار --------- شیطان 88 بار

حر ( گرما ) 4 بار --------- برد ( سرما ) 4 بار

آیا اینها هم تصادفی است ؟ کتابی که هم از لحاظ معنا بی همتاست و هم از لحاظ لفظ و هم عجایب آن تمامی ندارد چگونه می تواند جای انکار باقی بگذارد ؟ کتابی که هر چه می گذرد باز هم جای حرف و بحث باقی دارد و همان طور که پیامبر اکرم ( ص ) فرموده اند « انه کتاب لا تنقضی عجائبه » . که آنچه ذکر شد نیز ذره ای از دریای بیکران شگفتی های قرآن است . همان طور که پروردگار نیز فرمونده اند « ا... الذی انزل الکتاب بالحق و المیزان - - - سوره شورا ، آیه 17 »

و این کدام میزان است ؟ این همان میزانی است که همه چیز ، حتی یک مو را به سنجش می گیرد و فرو گذار نمی کند .

« کلام آسمانی »

تو بهترین کلامی ... تو بهترین کتابی ... در آسمان دل ها ... تو مثل آفتابی

تمام سوره هایت ... نوید رستگاری است ... و باغ آیه هایت ... پر از گل و قناری است

تو راز زندگی را ... برای من گشودی ... در اوج بی پناهی ... پناه من تو بودی

مرا بخوان همیشه ... به باغ آیه هایت ... که خوانمت چو حافظ ... به « چارده روایت »

چرا که شعر حافظ ... گرفته از تو زیور ... تویی برای شاعر ... همای سایه گستر

چقدر با شکوه است ... همیشه با تو بودن ... پیام ها گرفتن ... سرودها سرودن

- اسد الله شعبانی -

 

« امیدوار کننده ترین آیات قرآن »

ابوحمزه ثمالی از یکی از امامین همامین ، روایت کرده است که : امیرالمومنین ( ع ) روزی خطاب به اصحاب خود فرمود : کدامیک از آیات کلام الله مجید نزد شما امیدوار کننده ترین است ؟ بعضی گفتند :

« همانا خداوند مشرک را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرک را برای کسی بخواهد - - - سوره ی نساء ، آیه ی 48 »

حضرت فرمود : نیکو آیه است ، اما امیدوار کننده ترین آیات برای غفران و آمرزش معاصی نیست .

عده ای دیگر گفتند آیه ی : « و کسی که به کاری زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن کند و سپس از خدا آمرزش خواهد ، بیابد خداوند را آمرزنده ی مهربان - - - سوره ی نساء ، آیه 110 »

حضرت فرمود : نیکو آیه است ، اما آیه ی مورد نظر نیست .

بعضی دیگر گفتند آیه « بگو ای بندگانم که با گناه با نفس خود اسراف می ورزید ، از رحمت خدا مایوس نباشید ،  چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد . - - - سوره زمر آیه ی 53 »

حضرت فرمود : نیکو آیه است ، اما آیه ی مورد نظر نیست . آیا آیه ی دیگری نمی دانید که به نظر شما امیدوار کننده ترین آیات قرآن باشد ؟

اصحاب عرض کردند : نه یا امیرالمومنین ، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست که بخوانیم .

امام فرمود : از حبیبم رسول خدا ( ص ) شنیدم که فرمود : « امیدوار کننده ترین آیه در قرآن این آیه ی شریفه است : و بپای دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایی از شب . - - - سوره هود ، آیه ی 114 »

سپس پیامبر ( ص ) فرمود : « یا علی ، به خدایی که مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت گردانید ، اگر یکی از شما به وضو قیام کند ، گناهان و معاصی او از اعضای بدنش فرو می ریزد تا وقتی که با صورت و قلب خود متوجه قبله شود ، از قبله و نمازش بر نگردد مگر آنکه جمیع گناهان او بریزد و هیچ گناهی بر صحیفه عملش باقی نماند همچون روزی که از مادر متولد شده باشد و هرگاه ما بین دو نماز گناهی از او صادر شده باشد با خواندن نماز آمرزیده شود و از گناهان پاک گردد . »

آنگاه پیامبر نمازهای پنجگانه را که موجب آمرزش هستند ، شماره کرد و فرمود : « یا علی ، بدان که منزلت نمازهای پنجگانه برای امت من مانند نهری است که بر در ِ خانه ی یکی از شما باشد . اگر شخصی بدنش چرکین باشد و هر روز پنج بار در نهر شستشو کند آیا چیزی از آن چرکها باقی خواهد ماند ؟ سوگند به خدا ، نمازهای پنجگانه برای امتم چنین است که تمام گناهان را پاک می کند و تیرگی قلبشان را می برد . »

 

به نقل از حجت الاسلام رحیمیان :

« احترام به قرآن »

گاهی به دلایلی ، با قرآن هایی که در کیف دستی داشتیم ، به محضر امام می رسیدیم . در دفعات اولیه ، بدون توجه ، قرآن را نیز همراه با چیزهای دیگر از کیف بیرون آورده و روی زمین می گذاشتیم ؛ اما یک بار که حضرت امام مراقب بودند ، فرمودند : « قرآن را روی زمین نگذارید ! » و بلافاصله دستشان را جلو آوردند و آن را گرفته و روی میزی که کنارشان بود گذاشتند . و بعد ما متوجه شدیم که چون حضرت امام روی کاناپه نشسته بودند و نمی خواستند که قرآن روی زمین و پایین تر از ایشان قرار بگیرد ، آن عمل را انجام دادند .

 

« تبرک قرآن ؟! »

یک بار ، یک نفر تعدادی از قرآنهای قطع کوچک را که فقط محتوی چند عدد از سوره های قرآن است آورده بود تا حضرت امام امضا کنند و برای رزمندگان جبهه ها هدیه ببرد . چون تعداد قرآنها زیاد بود گفتیم که این کار وقت حضرت امام را می گیرد و باعث زحمت معظم له می شود . آن شخص اکتفا کرد که قرآنها به دست حضرت امام برسد و به اصطلاح او ، به دست حضرت امام تبرک شود ؛ و اضافه کرد : « همین که این قرآنها با دست حضرت امام لمس شده باشد ، برای بچه های جبهه ها ، بسیار خوشحال کننده است . »

ما هم قبول کردیم و قرآنها را که در یک پاکت بزرگ بود نزد حضرت امام بردیم . در آخر که می خواستیم از خدمت حضرت امام برگردیم یکی از آقایان پاکت محتوی قرآنها را برداشت و به طرف دست حضرت امام برد . حضرت امام به گمان آن که طبق معمول که گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک به نزدشان می بردیم ، دستشان را جلو آوردند و وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد ، فرمودند : « چیه ؟ »

به عرض رسید ، اینها قرآنهایی است شامل چند سوره ، و خواسته اند که برای جبهه تبرک شود !

حضرت امام که همیشه حرکاتش کاملا ً آرام و معتدل بود ، ناگهان به طور بی سابقه و با شتابی مضطربانه دستشان را عقب کشیدند و با لحن تند و عتاب آمیز فرمودند : « من قرآن را تبرک کنم ؟! این چه کارهایی است می کنید ؟! »

 

منابع :

1-                          بوستان قران / به کوشش جواد جزینی

2-                          چهل داستان درباره ی نماز و نمازگزاران / تنظیم و گردآوری : حاج یدالله بهتاش

3-                          گلهای باغ خاطره / تهیه کنندگان : فتح اله فروغی ، احمد برادری ، سید احمد بزاززاده ، علیرضا فتحیان ، علی تاجدینی

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: بگمونم نفس مادر نفس آخریه * از همه درد و غما بدتر غم بی مادریه

چشمات كه بسته میشه میلرزه تن زینب

مادر ببین كنارت پرپر زدن زینب

مرو مرو مرو مادر مادر ، مرو مرو مرو مادر مادر

امشب كه نال از قراره دل بیتابم برد

از بس كه گریه كردم به غمت خوابم برد

خواب میدیدم شفا گرفتی

حاجتتو از خدا گرفتی

دیدم خدا رو با قلب شكسته خوندی

نماز صبحتو بازم نشسته خوندی

نون امروز گرفته بوی دستای تو

میخوام امشب موقع خوابم سرمو بزارم روی دستای تو

دیدم امروز خونه رو گل خونه كردی

لباس داداشم رو عوض كردی

موهامو شونه كردی

دیدم امروز خنده به لبهات اومده

تو خوابم باغ بزرگی میدیدم

صدای مهربونت رو توی باغ میشنیدم

داداشم محسن رو دیدم روی سینت خوابیده

چشمام باز كردم دیدم كه رنگ پریده

دیدم كه رنگت پریده

اگه تو بری كی موهامو شونه كنه؟

وای اگه داداشم نیمه شب پونه كنه

چی شده كه دنیا پیش چشمای بابام تیره شده

میشینه كناری و به یك گوشه نگاش خیره میشه

چرا بابام آروم نداره؟

چرا چشماش اشك بهاره

آسمون ابری چشماش بارون میباره

گوشه حیات مشغول راز و نیازه

میگه داداشم بابام داره تابوت میسازه

گوشه حیات مشغول راز و نیازه

میگه داداشم بابام داره تابوت میسازه

چه خبره كه بند دلم پاره میشه؟

بگمونم امشب بابا بیچاره میشه

چی میشه كه بابام حاجتشو بگیره

چی میشه كه زینب جای مادر بمیره

بگمونم نفس مادر نفس آخریه

از همه درد و غما بدتر غم بی مادریه

چی شده كه از چشم حسن اشكای گل گون میریزه

هنوز از كنج لب مادر بمیرم خون میریزه، خون میریزه

یتیمی درد بی درمان چه كردی؟

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: حسادت ، چشم زخم در قرآن

می گویند از انسان به خاطر ساطع شدن امواجی به خصوص از چشمانش باعث صدمه زدن به اشخاص می شود این به این دلیل است که این افراد چون نعمتهایی که به انسانهای دیگر داده شده است آنقدر در فشار حسادت هستند که نابودی آن نعمت برای دیگران خواستار هستند برای همین از چشمانشان امواجی ساطع می شود که باعث صدمه زدن به دیگران می شود حتی اگر او نخواهد. بعضی ها هم می گویند نیازی نیست حتما حسود باشد به هر حال این امواج باعث صدمه خوردن می شود. این افکار خرافاتی بیش نیست که بر قرآن تحمیل شده است. همان طور که گذشت گفتن از غیب تنها از سوی خدا توسط رسولانشان صورت می گیرد آن هم به اندازه کمی است. یادتان نرود غیب نیازمند به تسلط کامل بر علوم و شناخت کامل دنیا و جهان دارد که از توانایی یک انسان ، حتی خارج از انسان خارج است. حسادت امری پذیرفته شده در قرآن است این مسئله در دنیای انسانی هم پذیرفته شده است. حسود کسی است ، زمانیکه نعمتها، رشدهایی در دیگران می بیند دلش نمی خواهد این نعمت از سوی خدا به دیگران می رسید حتی اگر بتواند دلش می خواهد آن فرد آن نعمت نداشته باشد و نابود شود. او حس می کند که چون نعمت و فضلی به دیگران داده شده است یعنی او برتر از دیگران است، در نتیجه حس کمبود و ضعفی در خود می بیند که برای رسیدن به بهتر بودن و اهمیت بیشتر پیدا کردن ، چون می بیند خود این توانایی ها و نعمتها را ندارد در نتیجه دوست ندارد دیگران هم نداشته باشند. حسود: 109 بقره، 54 نساء، 15 فتح، 5 فلق. آیا آنان بر چیزی حسد می ورزند که خدا از روی فضلش به مردم اتا کرده است؟ (سوره نساء آیه 54) در مورد واژه فضل بعدا بیشتر توضیح می دهیم که فضل برای یک فرد به معنی برتری یا بهتر بودن یک شخص نیست. اصلا ارزش انسانی به این موارد نیست متاسفانه وقتی تعریف و شناخت درستی از انسان نباشد و ارزشها سرجایش نباشد و طغیان صورت گرفته باشد نتیجه آن بیش از این نخواهد بود که با جامعه ای عقده ای و حسود روبرو باشیم. بسیاری از افراد می آیند برای ارتباط چشم زخم با دنیای انسانی از حسادت استفاده می کنند حتی از افسون و ارتباط آن با چشم زخم هم سخن می گویند. این افراد به دو سوره استناد می کنند سوره فلق و قلم. می گویند در سوره فلق چون گفته از شر کسانیکه در گره ها می دمند به خدا پناه ببرید . این یعنی افسونگران ، رشته ها را گره می زدند همراه با مقداری آب در آن می دمیدند سپس گره ها را باز می کردند تا پیوندها را ازبین ببرند. این آیه قبل از قید مسئله حسادت است و این نشان از ربط این دو موضوع است. ببینیم خدا در قرآن چه می گوید ، چگونه آنها به اشتباه رفته اند: شر در قرآن واژه ای است برای ضرر هایی که از سوی اطراف فرد نسبت به انسان مطرح است. خداوند در سوره فلق می گوید از شر نفاثه ای که در عقد است . نفاثات جمع نفاثه است این تنها آیه از قرآن است که این واژه را با خود دارد معنی این واژه دمندگان است . عقد هم در قرآن به معنی گره است در آیاتی که از این واژه استفاده شده است پیوندها و گره ها را بیان می کند در واقع این واژه به معنی دو چیز را محکم به هم بستن است. وقتی کسی می خواهد در این گره ها بدمد یعنی می خواهد این گره ها و پیوندها را از هم باز کند پیوندهای زناشویی، پیوندها و قراردادهایی که با دیگران بسته شده است و .... (عقد:235 و 237 بقره، 33 نساء ، 1 و 89 مائده ، 27 طه، 4 فلق.) در نتیجه این آیه می خواهد بگوید از روشهای گوناگون ،افرادی سعی خواهند کرد تا این پیوندها از بین برود و اینجا به معنی افسون و استفاده از گره زدن یک رشته و دمیدن در آن تا پیوندها از بین برود نیست؟ همان طور که قبلا گفتیم این یعنی خواستار ایجاد توانایی برای اشیائی که اصلا چنین توانایی ندارند و توانایی و قابلیت رساندن ضرر برای شیئی که چنین توانایی و قابلیتی ندارد. اما این آیه بیان از شر افرادی است که با تمامی نیرو سعی می کنند در از بین بردن پیوندها کوشا باشند چون ناشی از کینه و دشمنی و حسادت آنهاست و استفاده از چه روشی منحصر در چیزی عنوان نکرده است. ( مثلا امکان دارد فردی برای به هم زدن پیوند زناشویی دو انسان، به سخن چینی، دروغگویی ، تهمت و ... متوسل شود) سپس آیه بعدی بیان از شر حاسدین است. توجه کنید در این سوره با وجود اینکه از تمامی اشرار به صورت نکره آورده است(حاسد و غاسق) تنها نفاثات است که با ال معرفه آورده است. چرامی خواهد نفاثات خاصی را بیان کند چون به هم خوردن و از بین رفتن همه پیوندها و از بین رفتن آن و حتی تلاش آن از سوی دیگران شر و بد نیست. اما هر حاسدی شر می رساند چون با تعریف از حسود می دانیم که او دائما در تلاش خواهد بود برای صدمه زدن به دیگران. اما غاسق(78 اسراء، 57 ص، 25 نبا، 3 فلق) به معنی ظلمت و تاریکی شدید است که حتی در آیات سوره ص و نبا بیان از حالات جهنم است. در آیات قرآن واژه نور هم داریم، نور در واقعیت باعث می شود که انسان اطراف خود را ببیند و مورد شناسایی قرار دهد در نتیجه نور در قرآن باعث دیدن و شناخت درست حقایق می شود اما تاریکی و ظلمت خلاف آن است ، انسان در هر تاریکی چه هم معنی شب یا مقابل نور باشد امکان ضرر برای او هست. این آیه در کنار واژه وقب به معنی فرا رسیدن و پوشاندن این تاریکی به صورت کامل بیان دارد. اگر هم بگوییم این به معنی دمیدن گره ها و رشته هاست باز فرقی نمی کند به معنی این است که انسانهایی در جامعه پیدا خواهند شد با اعتقاد به افسون و سحر ، جامعه را به سمت نابودی می کشانند آنها با چنین اعتقاداتی جامعه را به سمت خرافات، واماندگی و عدم رشد می کشانند بارها به خاطر این مسائل ، دیده شده که فردی برای درامان ماندن از بدی ها، رسیدن به خوبی ها با گوش دادن به افسونگران به اطرافیان خود صدمه وارد کرده ، آنها را به کام مرگ کشانده، آنها را به قتل رسانده، با خوراندن داروهای غیرواقعی مصمومیت ایجاد کرده و ..... علاوه بر آن با چنین افسونهایی و اعتقاد دیگران به آن، رفته اند و پیوندها را نابود کرده اند و تفکر پوچ این انسانها را واقعی تصور کرده اند و به دروغهای آنها باورکرده اند و با دست خود ، خود را به کام مرگ کشانده اند. این افسونگران به دروغها و سخن چینی دامن زده اند. چه خود و چه معتقدین خود را برای دفع ضرر و رساندن نفع به خود(گفتیم انسان چنین توانایی ندارد) از دروغ، تهمت، خیانت، سخن چینی و هزاران حیله و مکر دست زده اند که با زندگی دیگران بازی کرده اند. در نتیجه وجود اینگونه انسانها با این اعمال خرافیشان در جامعه باعث ضرر رسانی به انسانهای دیگر جامعه هستند به هر حال معتقدینی در اطراف خود دارند که آنها را یاری می رسانند برای همین بیان از این شر است و در واقعیت تاییدی برای این افسون و سحر نیست ما در مقالات بعدی می گوییم که سحر چیز واقعی نیست. اما به هر حال به عنوان اینکه از سوی افرادی به دروغ بانام داشتن قدرتی فوق العاده و یارانی در کنار خود در بیشتر جوامع وجود دارند که با چنین جو خرافی در حال ضرر رسانی به جامعه هستند و در این آیه بیان از چنین قدرتی برای آنها نیست، بلکه بیان از حضور چنین انسانهایی است. با این وجود باید گفت همانگونه که خدا می گوید هیچ شخص یا شیئی توانایی دفع ضرر و رساندن نفعی جز خودش ندارد در نتیجه نمی توان برای این افراد چنین قدرتی قائل شد. اما حسودان چگونه باعث ضرر می شوند؟ بر خلاف تصور خرافی افراد این افراد با چشم زخم نیست که باعث ضرر می شوند بلکه یک انسان حسود ، هنوز نمی تواند به این درک برسد یک جامعه برای رسیدن به تعادل و رشد کافی، نیازمند این است که شاهد طیف استعدادی گوناگون باشد به هرحال خداوند نعمتهایی به صورت اضافی و زیادی به افرادی دیگر داده است اما این اضافی و زیادی هیچگاه نگفته دلیل بر بهتر بودن این فرد نسبت به دیگران است بلکه هر فرد با تقوای درست می تواند بهتر بودن خود را نشان دهد. حال فردی که حسود است با حرص خوردن و دیدن این نعمتها در دیگران و خواست نابودی آن، به جای اینکه نیروی خود را در جهت رشد خود به کار گیرد وقت و نیرو و تمرکز خود را در این خودخوری و حرص می گذراند، در نتیجه او از تلاش واقعی برای رشد خودش می ماند و نیروی خود را به مسائل واهیی می گذارد که حتی باعث می شود آرامش او را از زندگیش سلب کند و بیشتر از اینکه به دیگری صدمه بزند به خودش صدمه می زند، او به جای باور به استعداد و توانایی خود و رشد و بارور کردن بیشتر آن تا بهتر بتواند رشد کند، با عدم بارور کردن استعدادها و توانایی های دیگران و فراموش کردن اینکه هر فردی هرچند استعداد یا نعمت بیشتری داشته باشد باز با نیروی جامعه خود است که بهتر رشد می کند و سودش به خود او و جامعه باز می گردد علاوه بر آن با ایجاد چنین جوی تقوای بیشتر انجام داده است، خود را به وادی مرگ می کشاند. البته این به اینجا ختم نمی شود او سعی خواهد کرد دیگر نعمات خدایی را از افرادی که بر آنها حسادت می کند دریغ و محروم کند و از رشد بیشتر آنها جلوگیری کند یا مانع رشد و کمال آنها در کارهایشان شده و به آنها ضربه بزند. البته او نمی داند این صرف نیرو تنها باعث نابودی خودش و از رشد ماندن خودش است و وقتی یک جامعه به حالتی از روان نا آرام حرکت کند این اعمالش متوجه خود او هم می شود. درنتیجه حسادت برخلاف چشم زخم یک امر واقعی است. البته باید دانست که ریشه های بیشتر حسادت ها، انحصار نعمات خدایی برای خود، تغییر در ارزشها، عدم شناسایی درست ارزش ها، به رخ کشیدن نعمات خود به دیگران است که باز هم این افراد نمی دانند با ساختن جامعه ای از حسودان، تبدیل کردن انسانهای عقده ای ، جامعه را برخلاف و ضد خود سوق می دهند که بر علیه آنها گام برمی دارند. دومین آیه ای که این افراد از آن استفاده می کنند تا تفکر چشم زخم به خورد مردم بدهند استفاده از سوره قلم آیه 51 است. این تفکر غیرقرآنی ناشی از بدفهمی از واژه بصر در قرآن است همان طور که قبلا در مطالب قبلی به این واژه پرداختیم این واژه در قرآن به معنی خود چشم که روی صورت انسان قرار دارد نیست. حتی به معنی بینایی و دیدن هم نیست بلکه به معنی نیرویی در انسان در جهت تحقیق، مطالعه ، تفکر ، کندوکاو اطرافش است . آن فهم و آگاهی که از اطراف به انسان می رسد. اما چشم یکی از ابزارهای بصر است چون انسان برای آن درک نیازمند آن است. ( برای درک واژه بصر در بعضی جاها با واژه "عین" خود را همراه کرده است درنتیجه به معنی چشم نیست ، در آیه 203 سوره اعراف خود قرآن را به عنوان بصر ودر آیه 21 ذاریات عمل بصر را به نفس منتسب کرده است، بررسی بیشتر آیات بصر را به بعد موکول می کنیم اما این آیات نشان از این است که بصر به معنای دیدن یا چشم نیست)اما در این آیه (سوره قلم) اگر نظر بر ساطع شدن امواج از چشم بود باید حتما قید چشم "عین" دیده می شد ، همان گونه که در برخورد با سحر در سوره اعراف آیه 116 قید عین به چشم می خورد( در مورد سحر در مقالات بعدی بدان می پردازیم) ما باید در برخورد با قرآن این درک حاصل کنیم که قرآن برای بیانش در هزار لفافه و گنگ عنوان نمی کند برای چنین مسئله ای که ظاهرا اینقدر مهم گشته که زندگی انسانی را اینقدر تحت تاثیر قرار داده به نحوی که افراد می آیند یک اصل واقعی جامعه یعنی بیماری ها و عامل آنها، حوادث و هزار اتفاق دیگر را نادیده می گیرند و به موارد خرافی مثل چشم زخم ربط می دهند سپس می خواهند از طریق تعویذ و هزار استفاده خرافی برای اشیا ، دفع چنین ضررهایی کنند (دفع ضرری که هیچ مبنای قرآنی ندارد) باید واضح و روشن سخن بگوید در حالیکه در هیچ کدام از آیات بیان از چشم زخم و قائل شدن چنین نیرویی برای انسان نیست. حال ببینیم آیه قرآنی چه می گوید: نزدیک است کسانیکه کافر هستند تو را نابود کنند و از زمین بردارند بوسیله ابصارشان. بعد از اینکه قرآن را می شنوند ، سپس آنها می گویند او مجنون است.(سوره قلم آیه51) واژه لیزلقونک که در این آیه آمده به معنی خلع و لختی چیزی است که قبلا آن شی داشته است و آن را از زمین برداشتن است همین واژه در سوره کهف آیه 40 هم دیده می شود که برای همواری و از بین رفتن باغ استفاده شده است. کافران بعد از شنیدن قرآن می روند تا با تمامی نیروی خود و استفاده ازعلم بصری خود به مبارزه با پیامبر بروند حتی پیامبر را از روی زمین اگر شده برداشته و از بین ببرند حتی نزدیک است که این کار خود را به حقیقت برسانند اما نهایت ناکام می مانند و در عین ناکامی می گویند پیامبر مجنون است سپس در دنباله آیه خداوند می گوید شما نمی دانید چون این تنها ذکری برای جهانیان است. اگر به معنی چشم خوردن بود بیان و موضعگیری کفار در پایان کار، باید به گونه ای دیگر بود یا خود خدا از عدم این ناکامی و علت آن را در موردی دیگر نه ذکر بودن آیات خدا ذکر می کرد یعنی در مقابل علوم بصری کفار بیان از ذکر خداست. ( شناخت و نوع بینش کافران در مبارزه با بینش پیامبر قرار می گیرد که پیامبر نزدیک است نابود شود اما خدا به کمک او می آید و بینش و ذکر درست ارائه می دهد. چون پیامبر خود چنین توانایی و بینش درست از علوم و غیب ندارد)نمی شود گفت منظور خدا چشم زخم است اما نهایت می گوید ذکر خداست و ناکامی کفار را در خطاب مجنون خواندن پیامبر ختم می شود؟! اما ببینیم اگر چشم زخم وجود داشته باشد چه مشکلاتی به وجود خواهد آورد و چه تفکراتی در کنار آن ایجاد می شود: 1- اگر کفار در مقابل دشمن خود (پیامبر) به این نتیجه می رسند که بهترین راه حل چشم زخم به پیامبر است چرا در حال حاضر این نیروی قوی مورد استفاده از سوی کفار در مقابل مسلمانان استفاده نمی شود شاید بگویند مسلمانان به نیروی ایمان مجهز هستند در حالیکه چنین چیزی وجود خارجی ندارد اگر هم وجود داشت چرا کفار در مقابل دیگر دشمنان خود از چنین نیرویی استفاده نمی کنند علاوه برآن چرا مسلمانان در مقابل دشمنان خود از چشم زخم استفاده نمی کنند تا بدون هیچ مشکلی بر دشمنانشان پیروز شوند آیا این به معنای عدم وجود خارجی چنین نیرویی نیست. ما در هیچ جای دنیا حتی ثبت های تاریخی استفاده از چنین نیرویی از سوی انسانها ندیده ایم؟! 2- این امر، موجب به وجود آمدن خشم، کینه، حسادت بیشتر در جامعه می شود . وقتی فردی عامل چشم زخم در زندگی خود حس کند از دیگران متنفر شده و کینه آنها را در دل می کند حتی کار به جایی می کشد که از فرد دوری صورت می گیرد. جامعه را وارد تزلزل می کند و هر انسانی با شک و گمان بد به دیگران نگاه می کند. شما نمی توانید چنین عاملی در زندگی انسانی مطرح کنید بعد از انسانها بخواهید که از دیگران دوری نکنند یا از آنها کینه و تنفر نداشته و حسن ظن داشته باشند. کودنی را به حدی کشانده اند که می گویند حتی مادرهم به فرزندش چشم زخم می زند یا خود انسان هم ممکن است به خودش چشم بزند؟! 3- افراد برای دور ماندن از چشم زخم می روند از نعمتهای خدا استفاده نمی کنند و خود را دچار حتی دروغ و فریب در مقابل دیگران می کنند تا از چشم زخم دیگران مصون بمانند حتی آن را در اختیار دیگران قرار نمی دهند و آن را می پوشانند تا از دید دیگران خارج شده تا یک لحظه مورد چشم زخم نشوند. حتی برای دورماندن آن از تعویذ و یا اشیا خاصی که چنین توانایی ندارند سود می جوید در حالیکه در قرآن حتی اشاره ای به آن نیست. در ارتباط با دعا می گوییم خدا چگونه می گوید مسلمانان چگونه تفکرات خرافی به خورد مردم می دهند که حتی قائل به تعویذ می شوند. 4- این موجب ترسیدن افراد از همدیگر می شود. علاوه بر آن ناشی از بدشگون معرفی شدن افراد هستند همان طور که قبلا مفصلا در این مورد سخن گفتیم چنین نیرو و توانایی از اشیا خارج است. 5- همان طور که قبلا گفته شد ما نمی توانیم برای اشیا قائل به مسائلی مثل رساندن ضرر باشیم که از حالت و خاصیت آن شی خارج است. باید متوجه بود این موجب می شود که هر کج و لنگ و بیماری و مشکلاتی که در زندگی انسانی وجود دارد به چشم زخم منتهی گردد در نتیجه این نه تنها موجب تمرکز تمامی بدی ها در آن می شود موجب می شود فضاهای خرافی بیشتر باز شود و حقایق دنیا نادیده گرفته شود. با توجه به تعریفی که قرآن از غیب و انسان می دهد چنین بینشی از قرآن نمی تواند صادر شود و چنین توانایی برای چشم زخم قائل شد. 6- اگر هم می خواستیم به معنای بینایی هم بگیریم . (آیه سوره قلم) نگفته که از آن امواجی ساطع خواهد شد که او را نابود می کند. بلکه اگر هم به این معنی بود نوع نگاه را بیان می کند که امکان دارد نگاه غضب آلود، خشم، تمسخر، حقارت و .... باشد. سپس نتیجه گیری همان نگاه در پایان خود به عنوان شخصی که مجنون است از سوی آنها معرفی می شود. یعنی افراد می توانند با حالات مختلف از سوی چشمان خود افراد را تحت تاثیر قرار دهند حتی تابع خود کنند.در حالیکه همان طور که گفتیم اصلا این واژه آن معنا را نمی رساند. 7- تایید چشم زخم یعنی ربط دادن تمامی مسائل و واقعی جهان به این مسئله خرافی یعنی به جای اینکه برای تحول و حل مشکلات مسائل واقعی مورد بررسی و حل قرار گیرد ملتی تنبل به بار خواهد آورد که هر مشکل و بیماری خود را به خرافات ربط می دهد که او را از حرکت و رشد و کمال باز می دارد. چرا که چشم زخم می خواهد جای خدا و قوانین و سنن خدایی بنشیند، همه چیز تابع چشم زخم است و هیچ کسی هم مصون نیست و براحتی این افراد در حال نابودی و نقص قوانین خدایی هستند. البته تمامی مسائل به اینجا ختم نمی شود بعضی ها می آیند به آیات سوره کهف و نابودی باغ و نگفتن ماشاء الله برای نابودی نعمتهای خدا ، ارجاع به این آیات سود می جویند. حال نگاهی به این آیات می اندازیم ببینیم در این آیات چگونه بیانی دارد: این آیات از آیه 32 آغاز و در آیه 44 پایان می پذیرد بیان از داستان دو مرد با نعمات باغ و کشتزارهای سرسبز هستند. یکی اعتقاد به خدا دارد و دیگری اصلا اعتقادی به خدا ندارد و طوری غرور در او ایجاد شده است که می گوید اصلا باغ او نابود نمی شود و نمی داند که خدا چه سننی در این دنیا قرار داده است . دوست او می گوید ای کاش گفته بودی ما شاء الله(چیزی که خدا خواسته، آنچه خدا بخواهد) روی داده و تمامی قدرتها دست خداست و این به خواست او بوده است نه دست من و تو که خیال کنیم همه چیز می ماند و فردا چه چیزی کسب می کنیم(قبلا سوره لقمان بررسی شد در مقاله خواب) سپس خدا قدرت خودش را نشان می دهد نه اینکه بیان از چشم خوردن باشد. اصلا درسها و پیامهای این آیات خارج از آن نوع نگاهی است که این افراد بیان می کنند. دیگر آیات که از این واژه ها استفاده کرده است مراجعه کنید تا بدانید خدا چه می خواهد بگوید 128 انعام،188 اعراف ، 49 یونس، 107 و 108هود، 8 انفطار ، 7 اعلی. تمامی آیات تابع بودن جهان به خواست و تابع او بیان می کند.

منبع: چرا در چرا

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: كربلا از كربو بلا می گوید

به نام تك مكانیك قلبهای تصادفی

واقعه عاشورا واقعی یا خیالی؟

در جواب اون دوستمون كه گفتند قیام عاشورا یك قیامی است كه دارای ایراداته معنایی دارد عرض كنم:

من هم با شما لفظا و تلویحا موافقم!

اصلا عاشورایی وجود ندارد

اصلا كربلا خیالی است و در كربو بلا قبر مبارك سید الشهدا نیست و اصلا اینها یك چیزهای توهمی هست

بسیار خوب

اما من به شما بگویم

عاشورا كلاس درس است و فقط و فقط همان برای ما مانده، ما كه نبودیم و استاد رضا فاضلی كه  بوده باید توضیح دهد!!!!

ایوب كه خود كشتی رنج و غم دنیاست* شاگرد كلاس اول زینب كبری است

اصلا عاشورایی وجود ندارد

هر چند كه این واقعه آنقدر سند حقانیت دارد كه اصلا باید به بودن ما شك كرد نه بودن و یا نبودن كربو بلا! اما سه نكته در باب این حادثه تاریخی كربلا وجود دارد

درسی كه از كربلا می گیریم بهترین درس و نقشه راه برای تمام انسانهای روی زمین است

آنجایی كه گفته می شود قال امام حسین علیه السلام: هیهات من ذله

كه اگر این دستور در دستور كار ما انسانها قرار می گرفت اینقدر اجنبی به كشورهای اسلامی و... حمله نمی كردند و ما مقصودمان از تمثیل اشاره به جزئیات عرایضم دارد

ما رعیت الا جمیلا

حضرت زینب كبری علیه السلام در واقعه كربلا فرمودند چیزی ندیدم جز زیبایی

خوب این هم از تحمل دنیای پر از درد و زحمت دارد

و تا جایی كه گفته می شود

كل ارض كربلا و كل یوم عاشورا

بدین معنی كه همه‌ی زمین كربلاست(تمثیلی) و هر روز نیز(تمثیلی) عاشورا است

آنوقت است كه كربلایی میشویم و آنوقت است كه حسینی شدن ما حقیقی میشود

آنوقت است كه كربلا معنی می گیرد و می فهمیم كه كربلا چه قیامی بوده

علیه ظلم و جور و ستم

خدای من این چه بزرگی است كه در روز عاشورا اینگونه مورد ستم قرار می گیرد؟

خدای من یعنی این حسین(ع) كیست؟ كه زمانی كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان ظهورشان اولین نفری كه از قبر بیرون می آورند آقا سید الشهداست  و پس از وفاتشان امام حسین علیه اسلام امامت دوباره زمین و زمان را در دست می گیرد؟

یعنی این حسین(ع) كیست؟ كه عالم همه دیوانه اوست؟

اگر هم كسی نمی داند كه امام زمان كیست یا نمی خواهد بداند كه چه كسی است معرف حضورشان كنم كه در تمام ادیان اللهی در دین مسیح ،یهود و اسلام و هر دینی منجی وجود دارد بطور مثال در دین مسیح معتقدند كه حضرت عیسی علیه السلام در آینده ظهور خواهند كرد كه تحقیقا همین طور نیز هست و اما در دین مبین اسلام معتقدیم كه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در روزگاری خواهند آمد و جهان را پر از عدل و داد می كنند

اللهم عجل الولیك الفرج

با این شعر عرایضم را پایان خواهم داد

بر بالای تخت یوسف كنعان نوشته اند* هر یوسفی كه یوسف زهرا نمی‌شود

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

زیرا هر كار بزرگی كه بدون نام خدا انجام شود ناپایان خواهد ماند(پیامبر اكرم صل الله علیه و آله وصلم)

هر گاه می خواهند كار بزرگی را انجام دهند آنرا با نام افرادی كه مورد علاقه آنان است شروع می كنند مانند كلگ زنی یك پروژه كه آقای رئیس جمهور و یا رئیس و یا فلان منصب مهم را برای كلنگ زنی انتخاب می كنند

حال چه خوب است كه ما هم برای آغاز كارهایمان از كسی نام ببریم كه جاودانه است و زوال در كار او نیست و به كار ما بركت می دهد

و از امام علی علیه السلام نقل شده كه هر كاری با بسم الله بهتر است انجام دهیم و آنرا با این نام خجسته و مبارك كنیم.

بهمین دلیل است كه خدا وند تبارك و تعالی در آغاز و شروع نزول قرآن كریم فرمودند كه با نام خدا شروع كن اقرا بسم ربك

و میبینیم كه حضرت نوح هم در آن طوفان بزرگ و عظیم زمانی كه در كشتی اش رخ می داد به یارانش فرمود كه ذكر بسم الله الرحمن الرحیم را در آغاز حركت و زمانی كه كشتی توقف می كند را بگویند

همچنان كه در قرآن نیز آمده كه این سفر نیز با صحت و پیروزی به پایان رسید

هم چنین در قرآن آمده كه حضرت سلیمان در اول نامه خود به ملكه سبا بسم الله الرحمن الرحیم را سر آغاز آن قرار می دهد

و باز بر روی همین اصل، تمام سوره های قرآن ، با بسم الله آغاز می شود تا هدف اصلی كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزی و بدون شكست انجام شود.

و تنها سوره توبه است كه بسم الله د آغاز آن نمیبینیم ; چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمان شكنان آغز شده، و اعلام جنگ با توصیف به رحمان و رحیم سازگار نیست.

دوست بی اطلاعی فرمودند كه الله نام بتی است...

در جواب ایشون عرض كنم كه; چرا ما در همه جا بسم الله می گوئیم ، چرا بسم الرزاق و بسم جلال و... نمی گوییم؟

نكته این است كه الله جامع ترین نام های خدا است و همه صفات او را یك جا بازگو می كند ، اما نام های دیگر اشاره به بخشی از كمالات او دارد مانند: خالقیت ،رحمت و مانند آن.

علاوه بر آن بسم الله روحیه و توكلی به مومن (با ایمانی كه به این نام ایمان خالص دارد) می دهد و او را در انجام كارها یاری می فرماید و زمانی كه در كارها از خالقی بزرگ استعانت می جوید مطمئن تر حركت می كند

امام صادق علیه السلام می فرمایند بسیار می شود بعضی شیعیان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك می گویند و خداوند آنها را با ناراحتی مواجه می سازد تا بیدار شوند  و ضمنا این خطا ار نامه اعمالشان شسته شود

منزه تر است خدا و منزه است قرآن از كلام تكراری و غیر ضرور، پس چرا در اول هر سوره باید بسم الله آورد، قبل از این بگویم كه بسم الله جزو سوره است و در روایات زیادی این نقل شده

مثلا امام صادق علیه السلام كه جانم فدای ایشان باشد، فردی از ایشون سوال كردند كه در اول نماز در اول سوره حمد بسم الله بگویم

فرمودند:بلی و سپس دوباره سوال شد در سوره بعد(قل هو الله)چطور؟ فرمودند :بلی

و نقل است كه مردم شیطان صفت ، بزرگترین آیه قرآن ، بسم الله الرحمن الرحیم را سرقت كردند

همچنان كه رسول خدا نیز در تلاوت قرآن بسم الله را نیز سر آغاز تلاوت قرار می دادند

روزی نیز معاویه در دوران حكومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت و مردم پس از نماز فریاد زدند

آیا بسم الله را دزدیدی یا فراموش كرد؟

در جمله بسم الله نخست با كلمه اسم روبرو می شویم و به گفته علمای ادبیات عرب ، اصل آن از سمو بر وزن غلو گرفته شده كه به معنی بلندی و ارتفاع است ، و این كه به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آن است كه مفهوم آن بعد از نام گذاری از مرحله خفا و پنهانی به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع می رسد و یا به خاطر آن است كه لفظ  با نامگذاری معنی پیدا می كند و مهمل و بی معنی بودن در می آید و علو و ارتفاع می یابد

در این باب بنده توصیه می كنم به یك استاد عربی رجوع كنید و معنی اسم را پیدا كنید و ببنید فلسفه اسم در لغت عرب چیست

به هر جال بعد از كلمه اسم به كلمه الله برخورد می كنیم كه جامع ترین نام ای خدا است زیرا بررسی نام های خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی آمده نشان می دهد هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس می كند و تنها نامی كه اشاره به تمام صفات كمالات اللهی یا به تعبیر دیگر جامع صفات خدا جمال و جلال او همان الله است

به همین دلیل دیگر اسماء او به عنوان صفت است

مثل غفور و كریم و جلیل و....

و همانطور كه قبلا در پست قبل گفتم زمانی كه شما بگویید لا اله الا الله توحید معنی دارد و زمانی كه بگویید لا اله الا العلیم و... دلیل بر توحید و اسلام نیست

و الله در دیگر ادیان معروف به دین اسلام است و بس

صفت رحمان نیز اشاره به رحمت عام خدا دارد(در زبان عرب) كه شامل دوست و دشمن و مومن و كافر و... می باشد

مانند باران و یا نور خورشیدی كه برای همه می بارد و می تابد و امثالهم

ولی رحیم اشاره به رحمت خاص پروردگار است(در لغت عرب) كه ویژه بندگان خاص و مطیع و صالح و فرمان بردار است; اما رحمان در همه جای قرآن به صورت مطلق آمده كه نشان از عمومیت آن است و در جالی كه رحیم گاهی به صورت مقید ذكر شده كه دلیل بر خصوصیت آن است مانند خداوند نسبت به مومنان رحیم است و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد

و مانند این آیه: خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ،و نسبت به خصوص مومنان رحیم.

از سوئی دیگر رحمان را صیغه مبالغه دانسته اند كه خود دلیل دیگری بر عمومیت رحمت او است. و رحیم را صفت مشبه كه نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مومنان می باشد.

شهد دیگر این كه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به كار نمی رود، در حالی كه رحیم صفتی است كه همدر مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال می شود، چنان كه در باره پیامبر(صل الله علیه و آله و صلم) در قرآن می خوانیم: ناراحتی های شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مومنان مهربان و رحیم میباشد

امام صادق علیه السلام كه جانم فدای ایشان باد:رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامی است مخصوص خدا  ولی مفهوم رحمتش همگان را در بر می گیرد) ولی رحیم اسم عام است به صفت خاص (نامی است كه بر خدا و خلق هر دو گفته می شود اما اشاره به رحمت ویژه مومنان دارد)

با این همه میبینیم رحیم نیز ، به صورت یك وصف عام استعمال می شود لبته هیچ مانعی ندارد تفاوتی كه گفته شد در ریشه این دو لغت باشد ، اما استثناهائی نیز در آن راه یابد . در دعای بسیار ارزنده و معروف امام حسین علیه السلام به نام دعای عرفه می خوانیم:ای خدایی كه رحمان دنیا و آخرت تویی و رحیم دنیا و آخرت نیز تویی!

و با این حدیث این بحث را پایان می دهیم:

خداوند صد باب رحمت دارد كه یكی از آن را به زمین نازل كرده است و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عواطف و محبتی كه در میان مردم است از پرتو همان ، ولی نود و نه قسمت را برای خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن بی سازد

و به همین دلیل است كه 113 سوره قرآن با رحمت آغاز می شود و تنها 1 مرتبه آن هم شامل برائت است كه با بسم الله آغاز نمی شود زیرا طبق گفته رحمان و رحیم با آن سازگار نیست

اما در جواب دوستی كه گفتند قرآنی وجود ندارد

من سوالاتی از شما دارم و خواهش می كنم جوابش را به من بدهید:

امام صادق علیه السلام چند سال پیش زندگانی می كردند؟

تلسكوپ چند سال پیش اختراع شد؟

با هم سوره ای از سوره های قرآن را می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

اقرا بسم ربك الذی خلق*خلق الانسان من علق

معنی این را همگان می دانند

بخوان به نام پروردگاری كه تو را آفرید* و آفرید انسان را از خون بسته ای

امروزه ما می دانیم كه اسپرم مرد به چه شكلی است و این را قبلش اضافه كنم كه هر مردی كه یه سن بلوغ میرسد دارای آب بسته می باشد و هر آب بسته را یك نطفه می نامند

هر نطفه دارای میلیون ها اسپرم است كه یكی از آنها ما را تشكیل می دهد و هر یك از آن اسپرم ها دارای بیش از هزاران هزار ژن است كه حاوی صفات انسانی است ، گذشته از دی ان ای و... حال اگر یكی از این ژن ها ناقص بود و یا مشكلی از این هزاران هزار ژن بوجود می آید(تكرار می كنم فقط یكی از این هزاران هزار ژن) مشكل داشت آن وقت خدایی نكرده سر از بهزیستی و مراكز استثنایی در می آوردیم

این را علم پزشكی در همین دهه های اخیر كشف كرده.

آن وقت جای آنرا ندارد كه بگوییم به تعداد نعمتهایی كه به ما ارزانی دادی الحمد الله الرب العالمین؟

آن وقت درست است بگوییم كه خدایی وجود ندارد و همه ی اینها از صدقه سری چه می دانم....

برگردید از زمان جاهلیت ، برگردید دوستانی كه می گویید خدایی وجود ندارد

چرا اكنون موسسات معتبر امریكایی روی آیات قرآن تفكر می كنند؟

چرا اكنون هر روزه آیات قرآن با علم روز روشن می شود؟

تا كی می خواهید بخوابید؟

بیدار شوید از خواب غفلت  و گمراهی

امام صادق در هزار و اندی سال پیش كه هنوز 100 سال از اختراع تلسكوپ های هالوژن نگذشته است چنین می فرمایند:

در زبان عرب كلمه علق به معانی مختلفی برگشت داده میشود یكی از آنها زالو است

ایشان می فرمایند كه شكل همان اسپرم مرد(كه با تلسكوپهای بسیار قوی قابل مشاهده است) شبیه همین زالو است

دیگر اكنون تلسكوپ اختراع شده و می توانید ببینید كه اسپرم به چه شكلی است اگر تا بحال ندیدید بروید اخبار علمی فرهنگی شبكه دو را تماشا كنید در تیتراژ اولش اسپرم را نشان می دهند

حال اگر زالو هم ندیدید بروید در گوگل و تایپ كنید زالو و ببینیدش!

و هزاران هزار اعجاز قرآن كریم و دلایل برای وجود و اثبات خداوند كریم و جلیل

100 افسوس كه ما به جای گوش كردن به كلام خدا گوش به افراد بی سوادی همچون رضا فاضلی و... می دهیم

بی توجه به آن كه چنین منابع مهمی در دست داریم و از همه مهمتر خود قرآن

من حقیر هر آنچه می توانم و می دانم را می گویم از سوره علق گرفته تا كل فی فلك و.... كه اگر خواستید آنها را هم توضیح دهم

شاید ایمان آوردید

 
:: نوع مطلب : مطالب مذهبی , فضیلت برخی آیات قرآن کریم ,

:: نوشته شده توسط : مدیر سایت محسن

لینك ثابت   نظرات ( )

:: آخرین مطالب
:: اعمال شبهای قدر

:: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

:: فرارسیدن ماه مبارك رمضان بر تمامی مسلمان جهان مبارك باد

:: وظایف دادیار و دادستان و بازپرس و بقیه افراد دادگستری

:: ساعت 23 شب نیمه شعبان(دوشنبه)، همگی با هم دعای فرج

:: عكس جالب و خنده دار

:: ازدواج دانشجویی از تحلیل تا آموزش !!!!!!

:: سرانجام قصه چت

:: عكس طنز: ازدواج دوم!

:: عكس :رفسنجانی و منتظری

:: افزایش سرعت خروج از بازی‌ها در ویندوز XP

:: عكسهای جالب خنده دار و كمیاب و دیدنی

:: آیا میدانستید ؟ !

:: 100حقیقت زندگی حتما بخوانید...

:: سالمرگ فتنه

:: "فرشته خمینی" دختر سید حسن خمینی(عکس)

:: 10 نکته مفید برای نام گذاری فرزندان/ انتخاب اسم برای فرزندان

:: جلسه سران فتنه در حمام عمومی!

:: جمعیت میلیونی در مرقد امام اجازه سخنرانی به سیدحسن مصطفوی ندادند

:: 10 ترفند برای افزایش طول عمر CDها

:: رفتار صهیونیستها با بانوی محجبه

:: 10 عامل مهم تخریب مغز

:: عكس جالب از محمدباقر قالیباف

:: آدرس سایت مركز آمار ایران yaraneh.amar.org.ir

:: نحوه ثبت‌نام برای یارانه نقدی

:: اس ام اس های نیمه شب و سرکاری

:: شاهكار هنری حضرت علی(ع): خطبه بدون نقطه امام علی -ع-

:: عکس جالب و متفاوت از افشین قطبی

:: خواب چند مرحله دارد؟

:: دانلود كلیپ صوتی و تصویری ای حرمت درگه در ماندگان... لایق وصل تو که من نیستم... (قطعه ای در بهشت )

trace