تبلیغات
ایـــــن سایت با هــــدف آموزش و ارتــقــــــاع سطح كیفی (هر چند مختــصــــــر) سایتهای فـــارسی زبــــان را انــــدازی شده است و موضـــــوعـــات مختــلفی چــــون مـشكلات جوانان و آموزش فضای اینـــترنت و آموزش رایانه و مطالب مفـــــرح و شــــاد و طــنـز آمـیز و عكسهای جالب را در خـود جـــای داده است. كه در تاریخ
22/6/1384 به ثبت رسیده است و كار خود را آغاز نــــــموده است.
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
عکس
دیدنی: ریسه رفتن جناب خاتمی...حتماببین
عکسهای دیدنی پشت
صحنه سریال
جومونگ
عكس: آقای رفسنجانی
چرا اینطوری نگاه
میكنید؟!!
كلیپ بی احترامی علی
دایی به گزارشگر به علت یك سوال
ساده
عكس جالب: دوران
جوانی افشین
قطبی
عكس جالبی از رئیس
جمهور احمدی نژاد در سخنرانی
مردمی
عکسهای دیدنی منزل
شخصی مستر بین
تصاویر از اعدام در
ملاء عام در یمن
...ببین
تصاویر از گران ترین
خانه در دنیا...
حتماببین
عکس بدون عمامه خاتمی
در تظاهرات روز
قدس
عکس:
شوخی رئیس جمهور با خبرنگار
عكس جوانی دكتر احمدی نژاد و
قالیباف (خیلی جالبه(
عكس
هاشمی رفسنجانی در كنار مادرش
طنز :
سوالات آیین نامه راهنمائی و رانندگی سال
88
عكس احمدی نژاد و پسر احمدی نژاد و
خانواده احمدی نژاد
تصاویر
اغتشاشگران/ ببینید و آنها را شناسایی كنید
نحوهی
ثبت نام برای اهدای عضو به دیگران
برنامه
اختلال در یاهو و هک یاهو مسنجر
آقایان کروبی و خاتمی (بیل
زنانی که باغچه خود را بیل
نمی
زنند(
دفاعیات
و بیانات موسوی در دادگاه اللهی (اون
دنیا)
تفاوت
احمدی نژاد با سید محمد خاتمی
جرج بوش
و کچلها (طنز) جالب و دیدنی
تصاویر
منتشر نشده از مهدی كروبی
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
سرانجام قصه چت
شدم با چت اسیر و مبتلایش
شبا پیغام می دادم از برایش
به من میگفت هیجده ساله هستم
تو اسمت را بگو من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد
زدست عاشقی صد دادو بیداد
بگفت هاله زموهای کمندش
کمان ابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست
ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من
اسیرش گشته بیمارش شدم من
زبس هرشب به او چت مینمودم
در او دیدم تمام آرزوهام
که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم
زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده
که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست
زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره میرفت
هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار
گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه وقت و روز موعود
زدم از خانه بیرون اندکی زود
چودیدم چهره اش قلبم فروریخت
تو گویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا
بدیدم زشت رویی بود انجا
ندیدم من اثر از قد رعنا
کمان ابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من
بشد صد خاک عالم بر سرمن
زترس و وحشتم از هوش رفتم
از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم دیدم که اونیست
دگر آن هاله ی بی چشم ورونیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر
نیابم باچت از بهر خود همسر
بگفتم سر گذشتم را به جاوید
به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت
سر انجامی ندارد قصه ی چت
باد نوروز وزیده است به كوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، كه روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه كنم رو به خدا
عید نوروز مبارك به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نكنم باز خطا [1]
حضرت امام(ره) ضمن مبارك شمردن عید نوروز بر فقیر و غنى و پوشیدن جامه نو در این ایام، و رفتن به كوه وصحرا و باغ و بستان را ستوده و در وصف بهار قصیده ذیل را سروده است:
بهار شد در میخانه باز باید كرد
به سوى قبله عاشق نماز باید كرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
ه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز باید كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد [2]
باز حضرت امام(ره) درباره این عید سعید گفته است:
این عید سعید عید حزب الله است
دشمن زشكست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهورى اسلامى ما
جاوید به اسم اعظم الله است. [3]
و در رباعى ذیل «عید» را چنین توصیف كرده است:
این عید سعید عید اسعد باشد
ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما
تمثال مبارك محمد(ص) باشد. [4]
و در قصیده طولانى «بهاریه» كه چند بیت آن آورده مى شود سروده است:
آمد بهار و بوستان شد اشك فردوس برین
گلها شكفته در چمن، چون روى یار نازنین
گسترده بادجان فزا، فرش زمرد بى شمر
افشانده ابرپرعطا بیرون حد، در ثمین
از ارغوان و یاسمن طرف چمن شد پرنیان
وز اقحوان و نسترن سطح دمن دیباى چین
از لادن و میمون رسد، هر لحظه بوى جان فزا
وز سورى و نعمان وزد، هردم شمیم عنبرین
از سنبل ونرگس جهان، باشد به مانند جنان
وز سوسن ونسرین زمین،چون روضه خلدبرین
از فر لاله بوستان گشته به ازباغ ارم
وز فیض ژاله گلستان، رشك نگارستان چین
از قمرى و كبك و هزار آید نواى ارغنون
و ز سیره و كوكو وسار، آواز چنگ راستین
تا باد نوروزى وزد، هرساله اندر بوستان
تا ز ابر آذارى دمد ریحان و گل اندر زمین
بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان
بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فرودین. [5]
پى نوشتها:
[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.
[1]. دیوان شعر امام خمینى(ره)، ص 39، چاپ ششم، دفتر نشر آثار حضرت امام(ره)، سال 1374 شمسى.
[2]. همان، ص 80.
[3]. همان، ص 196.
[4]. همان، ص 206.
[5]. همان، ص 261 و 262.
سایت بلاغ
این آخرین مطلبیست كه با هم نوشته ایم
سال 1387 رو برای همتون سالی خوش آرزو می كنم و التماس دعا دارم
تقدیم به بهترین ها
امروز داشتم آلبوم خاطرات رو ورق می زدم......
عكسهایمان در آن هویدا بود
این اولین عكسیست كه با هم گرفته ایم
لحظه ای خوش بود كه با هم به شادی نشسته ایم
این دومین عكسیست كه با هم گرفته ایم
شمارش زمان را در آن لحظه با هم نوشته ایم
این سومین عكسیست كه با هم گرفته ایم
در این عكس چه خود را به بازی گرفته ایم
این آخرین عكسیست كه با هم خندیده ایم
این آخرین عكسیست كه با هم خندیده ایم
خنده ما در آن لحظه چه زیبا بود
این آخرین عكسیست كه با هم گرفته ایم
این...
آخرین عكسیست كه با هم گرفته ایم...
از ترس مرگ نیست كه من در عكس نیستم
از ترس مرگ نیست كه من در عكس نیستم
نبود من در آن عكس هویدا بود
چه زیبا بود من و تو با هم در آن بودیم
و چه زیبا بود كه من و تو با هم در آن بودیم
یاحق

مقام معظم رهبری در خصوص این شاعر فرمودند : كـلامـی را كلام از دل برآید
تضمین از شعر حافظمرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
عشق هم در دل ما، سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنهتر از شمشیر است
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاری است، مگو سهو شده
من و رسوایی و این بار گناه
تو و تنهایی و چشم سیاه
از من تازه مسلمان بگذر
بگذر از سر پیمان، بگذر
دِین دیوانه به دین، عشق تو شد
جادهی شك به یقین عشق تو شد
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی...
مرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
http://pasonfarda.mihanblog.com/post/1205
ای عاشقان ای عاشقان هنگام كوچ است از جهان
درگوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان
این بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس
هر لحظه ای نفس و نفس سر می كشد درلا مكان
زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگون
خلقی عجب آید برون تا غیبها گردد عیان
این چرخ دولابی ترا آمدگران خوابی ترا
فریاد از این عمر سبك زنهار از این خواب گران
ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو
ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان
هرسوی شمع و مشعله هرسوی بانگ و مشغله
كامشب جهان حامله زاید جهان جاودان
تو گل بدی و دل شدی ،جاهل بدی عاقل شدی
آن كو كشیدت اینچنین آنسو كشاند كهكشان
دركف ندارم سنگ من با كس ندارم جنگ من
با كس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان
از خشم من زان سربود وز عالم دیگر بود
این سوجهان آن سو جهان بنشسته من بر آستان
من ساده بودم
من همه چیزو باور می كردم
من طاقت آوردم در حد توانم
اما من توانم كم بود
من خواستم بگم
اما نذاشت
من خواستم
اما نشد
تقصیر من بود
اما تقصیر دیگران هم بود
من اشتباهی بودم
من از اول هم اشتباهی بودم
من شریف بودم
من شریف بزرگ شدم
نه كسی منو میشناخت و نه هیچ چیزه دیگه ای
من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن
و خدایا تو شاهدی كه من هیچ چیز رو برای خودم بر نداشتم
چه دفاعی می تونم از خودم بكنم
من از هیچ كس توقعی ندارم
خدایا فقط تو من ببخش
مرده بودم
مرده بودم
كه رسید عشق و مرا ناجی شد
رشته ی عمر مرا مهر تو حلاجی كرد
من فقیرم
من فقیرم
به ره كعبه نرفتم
اما....
حجر الاسود خال تو مرا حاجی كرد
عشق فرمود كه
چشم از هوس و كام ببند
عشق فرمود كه
چشم از هوس و كام ببند
عهد با كعبه رخسار دلارام ببند
حاجیان موی سر خویش تراشند
ولی تو سر سودا زده را داده و احرام كن
مهمان پر
مهمان پر ، در ِ آن كعبه كه با زر بزنند
كعبه كو تا كه بیاید به درم در بزند*1
می شناسم
به خدا می شناسم كعبه حسنی
كه بیاید به فقیران زمین سر بزند
1-سینه زدن
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن
در دریا شنا کردن
دکتر شریعتی
:: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
:: فرارسیدن ماه مبارك رمضان بر تمامی مسلمان جهان مبارك باد
:: وظایف دادیار و دادستان و بازپرس و بقیه افراد دادگستری
:: ساعت 23 شب نیمه شعبان(دوشنبه)، همگی با هم دعای فرج
:: ازدواج دانشجویی از تحلیل تا آموزش !!!!!!
:: افزایش سرعت خروج از بازیها در ویندوز XP
:: عكسهای جالب خنده دار و كمیاب و دیدنی
:: 100حقیقت زندگی حتما بخوانید...
:: سالمرگ فتنه
:: "فرشته خمینی" دختر سید حسن خمینی(عکس)
:: 10 نکته مفید برای نام گذاری فرزندان/ انتخاب اسم برای فرزندان
:: جلسه سران فتنه در حمام عمومی!
:: جمعیت میلیونی در مرقد امام اجازه سخنرانی به سیدحسن مصطفوی ندادند
:: 10 ترفند برای افزایش طول عمر CDها
:: رفتار صهیونیستها با بانوی محجبه
:: عكس جالب از محمدباقر قالیباف
:: آدرس سایت مركز آمار ایران yaraneh.amar.org.ir
:: نحوه ثبتنام برای یارانه نقدی
:: اس ام اس های نیمه شب و سرکاری
:: شاهكار هنری حضرت علی(ع): خطبه بدون نقطه امام علی -ع-
:: عکس جالب و متفاوت از افشین قطبی
:: دانلود كلیپ صوتی و تصویری ای حرمت درگه در ماندگان... لایق وصل تو که من نیستم... (قطعه ای در بهشت )